» Today hit:5 » Yesterday hit:1 » All hit:258 :: RSS  ::  Atom ::
  • مهرمهتاب
  • » About Us » Day Links

    » My Friends Logo


    » My Friends Links » My Music
    »» + عشق من »» date:30/1/1387 «» 6:13 ع

    خدايا عشق من داني،که از عشق تو سرشارم


    دلم خواهد نفس را در ره عشق تو بگذارم


     



    اگر خواهم ز عشق تو روم جاي دگر هيهات


    هميشه آرزو کردم نهال عشق تو کارم


     



    اگر من را نميخواهي بگو اي يار فرزانه


    بگو خواهي مرا يا نه؟بگو که ميشوي يارم


     



    هزاران سال در راهت دويدم اي خدا داني


    نمي دانم چرا دورم کجا لنگد مگر کارم؟


     



    شعر خودمه اگه دوس داشتين نظر بدين.




    مريم مسيحا
    »» comments ()
    »» + عشق »» date:30/1/1387 «» 6:13 ع

    روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند


    همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند



    ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند


    گرگهايي که لباس پدري مي پوشند



    آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند


    عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند



    خوب طبيعي ست که يک روزه به پايان برسد


    عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد



    مريم مسيحا
    »» comments ()
    »» + رياضي اعمال »» date:30/1/1387 «» 6:13 ع

    هي!!!!!! واااااااااي آقاهه موهاتو ديد؟حواست کجا بود دختر؟


    راس ميگين؟کشته؟مگه ميشه آدم بچشو بکشه؟


    جدي؟پس علنگوي تو رم اون برداشته بود؟واقعا که.


    نه بابا!!؟ شما هم واسه اون خونه هاي مجتمع ارکيده ثبت نام کرده بودين؟


    پول شما رو هم بالا کشيدن؟آخخي!!!


    عجب آدمايي پيدا ميشنا.خدا مرگشون بده ننه.چه جوري مي خوان اون دنيا جواب بدن؟



    ابن جملاتو خيلي جاها شنيديم نه؟


    يکي از اساتيد ميفرمودن که:به رياضي اعمال توجه کنين.


    آخه خيلي ها فکر ميکنن که فقط قتل و دزدي و .... گناهه.


    در صورتي که وقتي ما پشت سر کسي صحبت ميکنيم، شخص غايبي رو حاضر کرديم و انگار دست و پاهاشو بستيم.


    دهنش رو هم بستيم که نتونه دفاع کنه از خودش.


    بعد اونو کشتيم و نشستيم گوشتش رو خورديم.اين کمتر از قتله؟آره؟


    بد حجابي رو گناه مي دونيم ولي دل شکستن رو نه.


    دزدي رو گناه مي دونيم ولي به خلف وعده اهميتي نميديم.


    جدا انگار ما خودمون تعيين مي کنيم که چه گناهي بزرگتره و چي کوچيکتره.


    رياضي اعمال يعني:غيبت بد تر از زناست. دل شکستن گناهش بيشتر از بد حجابيه.


    خدا هممون رو هدايت کنه.


    يه کمي فکر کنيم.


    التماس دعا


    يا علي




    مريم مسيحا
    »» comments ()
    »» + شهدا ! کمک... »» date:30/1/1387 «» 6:13 ع

    شهدا سلام


    دلم خيلي براتون تنگ شده خيلي زياد


    .مي بينين جامعمونو؟مي بينين؟خودتون ميدونين که اين دنيا و دل مشغولي هاي علکيش چه قدر ما رو ازتون دور کرده.


    غل و زنجير تعلقات مادي و فکراي بيخود و مشغله هاي بيجامون تمام وجودمونو سنگين کرده و نمي تونيم بيايم پيشتون.


    کجايي همت؟ مي دونم که يادت فقط تو دو کوهه و مجنون حبس نشده و همه جا مي توني بياي بهمون سر بزني


    ولي حاجي! چرا ديگه تحويلمون نمي گيري؟ تو هم با ما قهري؟


    علم الهدي آويني باکري ها زين الدين چمران باقري خرازي دلم خيلي هواتونو کرده.


    دلم داره براتون پر مي کشه ولي بالم شکسته و نمي تونم بيام پيشتون.


    آهاي شماهايي که شبا بالهاي عاشقتون رو رو خاک جبهه ها مي ذاشتين و هاي هاي گربه مي کردين و


    با معشوقتون يکي مي شدين.


    با شمام شمايي که اشکاتون با تربت آقا ابي عبدالله مخلوط مي شد و بوي بهشتو به فرشته ها هديه مي داد.


    آره! فرشته ها خودشون از بهشت از ميان ولي بهشت حسين(ع) يه چيز ديگست.


    شهدا شهدا شهدا


    سحر خيزاي نماز شب خون چرا ما هرچي تلاش مي کيم تو دل شب بيدار شيم و با خالقمون درد و دل کنيم نمي تونيم؟چرا؟


    مگه جبهه چي بود؟عشق شما چي داشت که عشق ما نداره؟


    تو مکتب ابي عبدالله (ع) چي ياد گرفتين که ما هنوز از آموختنش محروميم؟


    آهاي شماهايي که آرزو داشتين حتي جنازتون هم بر نگرده و تموم وجودتونو يکجا هديه به حضرت زهرا (س) کنين!


    ما چي کم داريم؟چرا هرچي ميخوايم بهتون نزديک تر شيم بيشتر فاصله مي گيريم؟کودوم قدم بيجا باعث اين همه دوري ما از شما شده؟


    چي بالهاي پروازمونو له کرده که افتاديم و هنوز هم نتونستيم بپريم؟


    دلم تنگه خيلي تنگ.اگه همه دنيا رو جمع کنن ميدونين چه قدر ميشه؟قدر يه دلتنگي.دلتنگي جوونايي که ميخوان مثل شما باشن وهنوز نتونستن.


    چه قدر بريم تو دل جامعه و ببينيم که با اسم و رسم شما خيلي ها به کاخ و ويلاهاشون رسيدن


    و خيلي ها به پست و مقامهايي که مي خواستن؟


    چه قدر درو ديواراي شهرمونو نگاه کنيم که با عکساي شما نوراني شده ولي جوونامون خواننده هاي خارجي ر


    و بيشتر از شما دوس دارن و بيشتر از شما ميشناسن؟


     مگه شما به خاطر دفاع از دين و علي (ع)و حسن(ع) و حسين(ع) نرفتين جبهه؟مگه پشت پيرهناتون ننوشته بودين:


    ميروم تا انتقام سيلي زهرا(س) بگيرم؟


    پس آخه چقدر بريم تو مترو ها و ببينيم که دوستامون اصلا به حجابشون اهميت نميدن و شدن مث عروسکاي خيمه شب بازي؟


    انگار مترو رو با آرايشگاه اشتباه گرفتن و جامعه رو با عروسي!!!


    چه قدر ببينيم که داداشامون و خواهرامون هر روز به جاي خوندن يه کتاب دنبال اين هستن که بدونن موهاشونو به سمت چپ سيخ سيخ کنن مده يا به سمت راست؟


    چه قدر فاصله ها زياد شده.دغدغه هاي شما کجا و دغدغه هاي جووناي اين دوره زمونه کجا؟


    آي شهدا کجايين؟


    شما که هستين شما قلب تپنده ي اجتماعين.ولي اين ما هستيم که خودمونو گم کرديم!


    ميدونين ما کجاييم؟آدرسمونو بلدين؟ميدونم که بلدين.کمکمون کنين خودمونو پيدا کنيم.


    دوستتون داريم.خيلي هم دوسستون داريم ولي کمک مي خوايم.شهدا کممممممممممممممک!!!



    مريم مسيحا
    »» comments ()
    »» + شکرانه »» date:30/1/1387 «» 6:13 ع

    خداي خوبم شکرت


    نمي دونم چه جوري ازت تشکر کنم. اگه تو نبودي.....


    مگه ميتونم بگم اگه تو نبودي فلان و بهمان ميشد؟ مگه ميشه تو نباشي؟ تو نباشي و من باشم؟


    مگه اصلا من وجودي از خودم دارم که بخوام بگم اگه تو نباشي.....


    وقتي من هيچم، وقتي من صفرم و تو يکي، چه طور وصفت کنم؟


    وقتي چيزي وجود نداره و عدمه، مگه ميتونه از يه واجب الوجود تعريف کنه و عبادتش کنه؟


    مي تونه وصفش کنه، مدحش کنه؟مي تونه؟؟ نه، نه، نه هرگز.اينم تازه از پرروگري منه که دارم باهات حرف مي زنم.


    آخه من کي باشم که تو رو عبادت کنم؟ من کي باشم که تو رو به بقيه ثابت کنم؟


    يکي از اساتيد مي گفت: شماها بايد واسه خدا مشتري جمع کنينن.


    آخه من کي باشم که واست مشتري جمع کنم؟ سر بازار تو غوغاييه که ما توش گميم.


    خدا خدا خدا، خودت ميدوني اين چيزايي که دارم ميگم از ته دلمه يا اينکه شعاره.تو خودت سميعٌ عليمي. اون وقت من چي بگم؟


    بگم خدايا شکرت که فلان نعمتو بهم دادي؟بگم شکرت که چيزي رو که ازم گرفته بودي بهم بر گردوندي؟


    آخه خودمو قابل نمي دونم که حتي بخوام ازت تشکر کنم.آخه من خيلي کوچيکم و تو خيلي بزرگي.


    ولي وظيفست. چاره ي ديگه اي ندارم.


    محبوب من: شرمندتم، کوچيکتم،عبدتم،دوسست دارم.


    منو ببخش اگه خيلي وقتا نمي فهمم و حاليم نميشه دارم چي کار ميکنم.جون امام حسين(علبه السلام) اون کارامو بذار رو حساب جهالتم.


    جوونيم ديگه،جاهليم، سرمون باد داره.نکنه يه وقت فکر کني خواستم تو روت وايسمااا.


    به خودت قسم که خيلي مي خوامت. خودتم بهتر از من اينو مي دوني.


    آخه تو عشقمي،نفسمي،پشت و پناهمي، صاحبمي.


    خداي من، مگه مي شه دوسست نداشت؟ بميره اون دلي که ياد تو،توش نباشه و کور بشه اون چشمي که تو رو نمي بينه.


    معبود من، عشق من، خداي من، ممنونتم که محببتتو تو دلم قرار دادي.


    ممنونم که نور اهل بيتو بهمون هديه کردي و بين ما


    و خوبانت انس و الفتي هر چند، کوچولو قرار دادي. نمي دونم چه جوري تشکر کنم.


    شکرت که عشق علي(عليه السلام)و آل علي (عليه السلام) رو


    بهمون دادي. خدااااا شکرت که منو تو مجالس عذاداري حسينت راه دادي.


    خودت منو اين قدر کوچيک آفريدي که نتونم وصفتو به زبون بيارم.


    ولي با همين زبون قاصرم بازم ميگم، با همين روح خستم، بازم ميگم :الحمدلله رب العالمين.



     


     



    مريم مسيحا
    »» comments ()
    »» + سال نو مبارک »» date:30/1/1387 «» 6:13 ع

    دوستان همراه سلام


    اميدوارم حال همتون خوب باشه


    يه چند مدتي هست که نتونستم بيام و شرمنده ي لطف عزيزاني شدم


    که بهم سر زدن و نتونستم ازشون تشکر کنم.


    واسه همين اين پست رو نوشتم که به همتون بگم سال نو مبارک


    در اسرع وقت حتما به همتون سر ميزنم.


    سال نو مبارک


    پيروز و شادکام باشيد


    يا علي


     



    مريم مسيحا
    »» comments ()
    »» + شهادتت مبارک »» date:30/1/1387 «» 6:13 ع

    مردني ارزش دارد که در آن،فکر،ايده و هدف باشد.


    سيد شهداي اهل قلم : سيد مرتضي آويني


    و زنده بودن چيست؟ آيا همه ي ما زنده ايم؟


    آينه را جلوي دهان تک تک يارانم مي گيرم ولي دريغ از نفسي.


    لحظه به لحظه ي زندگي را به تاراج زمان گذاشته ايم و در اين بحران ثانيه ها خود را به خواب زده ايم.


    رفيقان! آيا ما زنده ايم؟؟؟؟؟


    زندگي چيست؟گم شدن در گذر زمان؟يا ايستادن و صحنه ساز بودن؟


    چه ميکنيم؟هدفمان چيست از اين همه دم و باز دم؟


    خدايا مارا کمتر از آني به خود وا مگذار.


    آمين يا ارحم الراحمين


    يا علي



    مريم مسيحا
    »» comments ()
    »» + چرنديات »» date:30/1/1387 «» 6:13 ع

    کجايي ؟چگونه اي؟چه ميکني؟در چه فکري؟


    فکر ميکنم،فکر ميکنم،فکر ميکنم،و تو نيستي و پاسخي براي سوالاتم نمي يابم.


    دنيا چه خبر؟عيد چه خبر؟چه خبر؟از پنجره،آينه،سيب،سنبل،سرو،صفا،صداقت،صلح،صميميت چه خبر؟


    سال نو؟سال کهنه؟دل عاشق؟دل بيتاب؟دل سر در گم؟دل حسرت کشيده؟دل بيدل؟


    نه نه نه حرفم را پس ميگيرم.دل خوش سيري چند؟


    نگاهي،تر از شوق عشق،دلي تب دار،دلي با وفا،جاني بيتاب از عشق،چشمي سر شار ز مهر،


    دستي پر از لبخند،سبدي پر از محبت،روحي خالي ز کينه،جسمي تپنده از نسيم کوي دوست سراغ نداري که کسي بفروشد آن را، به بهاي نقد جاني؟


    همه را خريدارم.


    عشق را،عشق خالص را کجا مي فروشند؟کجا هديه ميکنند؟کجا نازل ميکنند؟


    نه!عشق که نزول ندارد که نازل شود.دارد؟نه!!! ندارد.من ميگويم نه!تو هرچه ميخواهي بخوان.


    عشق فقط صعود است صعود!!!


    مي پرسي چه عشقي؟


    اين معمايي است که خود نيز در پاسخش مانده ام.....


    من مانده ام؟من که باشم از من بزرگترها هنوز نميدانند پاسخش را!!؟؟تو ميداني؟


    و اما عشق...




    مريم مسيحا
    »» comments ()
    »» + غريب »» date:30/1/1387 «» 6:12 ع


    در اين زمانه ي بي هاي و هوي لال پرست


    خوشا به حال کلاغان قيل و قال برست



    چگونه شرح دهم لحظه لحظه ي خود را


    براي اين همه نا باور خيال برست



    به شب نشيني خرچنگ هاي مردابي


    چگونه رقص کند ماهي زلال برست



    رسيده ها چه غريب و نچيده مي افتند


    به باي هرزه علفهاي باغ کال برست



    رسيدن به کمالي که جز انا الحق نيست


    کمال دان براي من کمال برست



    هنوز زنده ام و زنده بودنم سنگيست


    به تنگ چشمي مردم زوال برست








    مريم مسيحا
    »» comments ()
    »» + انا الحق »» date:30/1/1387 «» 6:12 ع
    درويشي از منصور برسيد که عشق چيست؟


    گفت: امروز بيني و فردا و بس فردا.


    آن روز بکشتند و ديگر روز بسوختند و


    سوم روز به باد بر دادند.


    يعني عشق اين است.



    مريم مسيحا
    »» comments ()
    »» + روياي واقعي »» date:29/1/1387 «» 2:35 ع

    بخوان شعر دلدادگي را   بزن نغمه ي عشق و مستي


    تمام جهان ملک من شد    چو دانم که يارم تو هستي



    دلم مست و سر مست و جان مست    هواي رخت در سر من


    تو اينجا کنارم؟خدايا!   هنوزم نشد باور من


     



    که يارم کنارم بماند    مرا همدم خود بداند


    برايم نواي شکفتن    ز دل با وجودش بخواند


     



    دلم،عشق من،روح من،واااي   همه پا به پاي تو آمد


    به جانم شراري فکندي    که رفت و دگر بر نيامد


     



    هواي طبيعت دگرگون    تجلي خلقت دگرگون


    دگرگون همه جان و روحم    نداي محبت دگرگون


     



    خدا،عشق،مهتاب،خورشيد    جهان،مهر،دريا و ماهي


    همه پاي کوبان کنارم    به يمن خروج سياهي


     



    و عشق است نور دل من    فکنده خدا در گل من


    سياهي و اندوه مردست    محبت شده حاصل من


     



    اين برگ سبزيه که خودم نوشتم.اگه مايل بودين نظر بدين





    مريم مسيحا
    »» comments ()

    »» Posts Title  
    [30/1/1387- 6:13 ع] عشق من
    [30/1/1387- 6:13 ع] عشق
    [30/1/1387- 6:13 ع] رياضي اعمال
    [30/1/1387- 6:13 ع] شهدا ! کمک...
    [30/1/1387- 6:13 ع] شکرانه
    [30/1/1387- 6:13 ع] سال نو مبارک
    [30/1/1387- 6:13 ع] شهادتت مبارک
    [30/1/1387- 6:13 ع] چرنديات
    [30/1/1387- 6:12 ع] غريب
    [30/1/1387- 6:12 ع] انا الحق
    [29/1/1387- 2:35 ع] روياي واقعي