شهدا سلام
دلم خيلي براتون تنگ شده خيلي زياد
.مي بينين جامعمونو؟مي بينين؟خودتون ميدونين که اين دنيا و دل مشغولي هاي علکيش چه قدر ما رو ازتون دور کرده.
غل و زنجير تعلقات مادي و فکراي بيخود و مشغله هاي بيجامون تمام وجودمونو سنگين کرده و نمي تونيم بيايم پيشتون.
کجايي همت؟ مي دونم که يادت فقط تو دو کوهه و مجنون حبس نشده و همه جا مي توني بياي بهمون سر بزني
ولي حاجي! چرا ديگه تحويلمون نمي گيري؟ تو هم با ما قهري؟
علم الهدي آويني باکري ها زين الدين چمران باقري خرازي دلم خيلي هواتونو کرده.
دلم داره براتون پر مي کشه ولي بالم شکسته و نمي تونم بيام پيشتون.
آهاي شماهايي که شبا بالهاي عاشقتون رو رو خاک جبهه ها مي ذاشتين و هاي هاي گربه مي کردين و
با معشوقتون يکي مي شدين.
با شمام شمايي که اشکاتون با تربت آقا ابي عبدالله مخلوط مي شد و بوي بهشتو به فرشته ها هديه مي داد.
آره! فرشته ها خودشون از بهشت از ميان ولي بهشت حسين(ع) يه چيز ديگست.
شهدا شهدا شهدا
سحر خيزاي نماز شب خون چرا ما هرچي تلاش مي کيم تو دل شب بيدار شيم و با خالقمون درد و دل کنيم نمي تونيم؟چرا؟
مگه جبهه چي بود؟عشق شما چي داشت که عشق ما نداره؟
تو مکتب ابي عبدالله (ع) چي ياد گرفتين که ما هنوز از آموختنش محروميم؟
آهاي شماهايي که آرزو داشتين حتي جنازتون هم بر نگرده و تموم وجودتونو يکجا هديه به حضرت زهرا (س) کنين!
ما چي کم داريم؟چرا هرچي ميخوايم بهتون نزديک تر شيم بيشتر فاصله مي گيريم؟کودوم قدم بيجا باعث اين همه دوري ما از شما شده؟
چي بالهاي پروازمونو له کرده که افتاديم و هنوز هم نتونستيم بپريم؟
دلم تنگه خيلي تنگ.اگه همه دنيا رو جمع کنن ميدونين چه قدر ميشه؟قدر يه دلتنگي.دلتنگي جوونايي که ميخوان مثل شما باشن وهنوز نتونستن.
چه قدر بريم تو دل جامعه و ببينيم که با اسم و رسم شما خيلي ها به کاخ و ويلاهاشون رسيدن
و خيلي ها به پست و مقامهايي که مي خواستن؟
چه قدر درو ديواراي شهرمونو نگاه کنيم که با عکساي شما نوراني شده ولي جوونامون خواننده هاي خارجي ر
و بيشتر از شما دوس دارن و بيشتر از شما ميشناسن؟
مگه شما به خاطر دفاع از دين و علي (ع)و حسن(ع) و حسين(ع) نرفتين جبهه؟مگه پشت پيرهناتون ننوشته بودين:
ميروم تا انتقام سيلي زهرا(س) بگيرم؟
پس آخه چقدر بريم تو مترو ها و ببينيم که دوستامون اصلا به حجابشون اهميت نميدن و شدن مث عروسکاي خيمه شب بازي؟
انگار مترو رو با آرايشگاه اشتباه گرفتن و جامعه رو با عروسي!!!
چه قدر ببينيم که داداشامون و خواهرامون هر روز به جاي خوندن يه کتاب دنبال اين هستن که بدونن موهاشونو به سمت چپ سيخ سيخ کنن مده يا به سمت راست؟
چه قدر فاصله ها زياد شده.دغدغه هاي شما کجا و دغدغه هاي جووناي اين دوره زمونه کجا؟
آي شهدا کجايين؟
شما که هستين شما قلب تپنده ي اجتماعين.ولي اين ما هستيم که خودمونو گم کرديم!
ميدونين ما کجاييم؟آدرسمونو بلدين؟ميدونم که بلدين.کمکمون کنين خودمونو پيدا کنيم.
دوستتون داريم.خيلي هم دوسستون داريم ولي کمک مي خوايم.شهدا کممممممممممممممک!!!